با هم بودن

دیگه این روزا آدما ترجیح می دن به جای هیات رفتن بشینن تو خونه و دکمه ی تلویزیونو بزنند و 4 تا کانال رو پشت سر هم عوض ککند بعدش هم شاید یه 2 دقیقه از یه سخنرانی یا مداحی رو گوش کنند و یه قطره اشکی هم بریزن . بعدش هم دیگه بی خیال ..بزن 2 ...کانال بعدی فیلم سینمایی رو عشق است . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

گریه  زاری در تاریکی و تنهایی خیلی روش سفارش شده اما از این موضوع نباید غافل بشیم که شرکت در مجالس اهل بیت هم خیلی بهش سفارش شده و اهمیت زیادی داره .  اولا به علت زنده ماندن این گونه مجالس  و ثانیا اثر عجیبی که در حضور جمعی وجود داره . گاهی به خاطر یک جمع ممکنه به ما هم نظری بشه و یا اینکه به خاطر یه یاحسین گفتن و ناله زدن دسته جمعی حاجت همه ی جمع برآورده بشه و خیلی موارد مشابه . حتما در مورد نماز باران داستان های زیادی رو شنیدید . این همه بی ارتباط به دعای دسته جمعی نیست .

اما حالا بریم سراغ یک نویسنده ی خارجی ببینیم چی می گه؟

 

مریدی گفت : تمام استادان می گویند گنجینه های روحانی از ره جست و جو در انزوا کشف می شوند . پس چرا ما این جا کنار همیم ؟

استاد پاسخ داد : با همید ، چون جنگل همواره نیرومند تر از یک درخت منزوی است . جنگل رطوبت را ذخیره ، در برابر توفان مقاومت ، ودر باروری خاک کمک می کند . اما نیروی  یک درخت از ریشه هایش است . و ریشه های یک درخت هرگز به رشد گیاه دیگری کمک نمی کند .

در کنار هم بودن برای رسیدن به یک هدف ، به معنای اجازه دادن به هر فرد برای رشد خودش است ، و این راه آنانی است که آرزو دارند با خداوند وحدت یابند .

 

                                                                         پائولو کوئلیو

 

/ 2 نظر / 42 بازدید
علي

با سلام وبلاگ قشنگ و با حالي داريد. اميدوارم هر چه كه مي نويسيد بازتابي از احساس و جريانات موجود در جامعه و برايند روح و احساس يك ايراني باشد كه قطعا همين‌طور نيز هست. منتظر ديدار سبزتان هستم پاينده باشيد و سربلند.

بسوي افق

سلام:وبلاگتون روز به روز زيباتر وپرمحتواتر مي شوداميدوارم كه درياري وهمراهي خداوند به سربريد هیچ روز و شبی سپری نمیشود که در سراسر آن بتوانیم انگشت زندگی را لمس کنیم و لبخند بزنیم و شادمان شویم . سرنوشت زمان در هنگام غفلت به سراغمان میآید و با چشمانی هراس انگیز به ما مینگرد و به طرز خشونت آمیزی ما را برزمین میزند و با پاهای آهنینش له مان میکند. آنگاه خنده کنان میرود و دور میشود.امّا طولی نمیکشد با پشیمانی باز میگردد و با دستان ابریشمی اش پیکرمان را بر میدارد و برایمان سرود امـیـــــد میخواند. مصایب بسیار و درد های جانکاه به همراه خیالات شبانه به سوی ما می آیند امّا با آمدن صبح روبرویمان متلاشی میشوند. «به نقل از کتاب ارواح سرکش اثر جبران خلیل جبران»