صهبای الست

صهبای الست

بسم الله الرحمن الرحيم

 

بر دشمنان اسلام لعنت

 

روز سه شنبه مطلبي رو در روزنامه ي اعتماد ملي خوندم كه كاملاً‌ بوي توطئه اي آشكار و متعمدانه ازش بلند بود. محلي رو كه قرار بود قبلاً شهدا در آنجا دفن شوند به نحوي خيلي نامناسب از گوشه ي محل كه با پياده رو هم مسير بود عكس گرفته بودند و به عنوان كل محلي كه قرار بود شهيدان دفن شوند به نحوي زننده در روزنامه انداخته بودند . در ضمن گفته شده بود كه مردم تهران با اين برنامه تدفين مخالفند و در ادامه نيز طوري گفته است كه به نظر مي رسد تعدادي از شهدا در همين مكان دفن شده اند . در حالي كه همگي بالاي بلندي كهف الشهدا به خاك سپرده دشند .

 

و مطالبي كه در اين روزنامه نوشته شده :

 

سال‌ها پيش، همان سال‌ها كه گاهي آن‌قدر دور به نظر مي‌رسند كه گويي هرگز نبوده و گاهي چنان نزديكند كه انگار تمام‌نشدنياند، وقتي از بلندگوهاي مسجد محل، نواي نوحه حاج‌منصور بلند مي‌شد همه محله مي‌فهميدند كه پيكر شهيدي را آورده‌اند، شهيدي كه ديروز جزو جوانان يا عاقله‌مردهاي محله بود.

حاج‌ منصور زيارت عاشورا مي‌خواند و نوحه معروف حضرت ابوالفضل(ع)‌اش را سر مي‌داد و همه محل از خانه‌ها بيرون مي‌آمدند، مغازه‌‌دارها كره‌كره‌هايشان را پايين مي‌كشيدند تا در تشييع جنازه شهيد شركت كنند و اين حركت خارج از مرزهاي اعتقادي بود. در همان زمان‌ها هم كساني كه مخالف ادامه جنگ بودند، تعدادشان كم نبود. كساني كه معتقد بودند ادامه جنگ عقلا‌ني نيست يا اينكه بس است، چقدر بايد شهيد داد يا چقدر بايد خانواده‌ها عزادار شوند و... اما وقتي نغمه زيارت عاشورا در محله طنين‌انداز مي‌شد همه با هر اعتقادي، كار خود را رها مي‌كردند و به مسجد محل مي‌رفتند تا شهيد ازراه‌رسيده را چندقدمي مشايعت كنند. آن سال‌ها پيكرهاي شهدا برمي‌گشتند تا خانواده‌اي را از انتظار دربياورند، برمي‌گشتند تا در شهر و ديار خود آرام بگيرند.اگر در اين ميان خبر شهيدي مي‌آمد اما جنازه‌اش بازنمي‌گشت فقط خانواده چشم به راه او نمي‌ماند، بلكه يك محله در انتظار بود. گاهي شك وجود همه را فرامي‌گرفت كه نكند زنده باشد، نكند اسير باشد و بيايد اما با بازگشت اسيران در سال‌هاي 68 و 69 همه اميدها نااميد شد، حتي اگر ته‌مانده‌اميدي از عزيزي گم‌شده در دل مادري مانده بود، با سرنگوني حكومت صدام و فاني شدن زندان‌هاي رژيم بعث به يأس تبديل شد. سال‌هاي پس از آزادي اسيران جنگ، سال‌هاي تفحص شهدا بود. هر روز تعداد خانواده‌هاي منتظر كم مي‌شد، چرا كه كساني كه مهر مفقود خورده بودند با پيدا شدن جنازه‌ها و پلا‌ك‌ها، شهادتشان تاييد مي‌شد.

سال‌ها از جنگ گذشت و هر روز از تعداد پيكرهاي شناسايي‌شده كمتر شد تا اينكه نوبت به شهداي گمنام رسيد. پيكرهاي آنان ديگر مناسبتي به شهرها مي‌آمدند، سالروز شهادت امامان(ع) روزهاي تشييع اين پيكرها بود. برخلا‌ف انتظار تعداد آنها كم نبود. در هر مناسبتي دو تا سه هزار نفر از آنان را مي‌آوردند و در شهر تشييع و در قطعه شهداي گمنام دفن مي‌كردند.

كساني كه به بهشت‌زهرا رفت و آمد دارند، مي‌دانند كه قطعه شهداي گمنام از قطعه‌هاي شلوغ است كه هميشه كساني بر سر قبري نشسته و مشغول قرائت فاتحه هستند. بر سر مزار آنها هميشه گل و گلا‌ب ديده مي‌شود. آنان همچنان براي مردم اين سرزمين گرامي و محترم هستنداما اين سياست راه به كجا دارد و سياستمردان اين كشور چه در سر مي‌پرورانند كه يك روز اين پيكرها را در قله كوه دفن مي‌كنند و روزي ديگر وسط حياط سازمان صداوسيما، ديروز در حياط دانشگاه شريف و امروز وسط ميدان محله شهر.سال 80 وقتي يكي از مسوولا‌ن شهرداري منطقه يك با يكي از روزنامه‌ها كه امروز جزو روزنامه‌هاي توقيف‌شده تاريخي است، تماس گرفت و از خبرنگار حوزه خواست كه كاري كند و مطلبي بنويسد چرا كه مي‌خواهند در ارتفاعات شميران چند شهيد دفن كنند، بايد مي‌دانستيم كه اين تازه آغاز اين راه بي‌سرانجام است.همان سال اعتراض‌هايي بلند شد اما مسوولا‌ن مهر بي‌اعتقادي به ارزش‌هاي انقلا‌ب و جنگ به معترضان زدند و همه ساكت شدند. اما سال 84 وقتي دانشجويان دانشگاه شريف نسبت به دفن شهدا در حياط دانشكده اعتراض كردند و آن درگيري‌ها رخ داد، بايد تلنگري به خط‌مشي برخي مسوولا‌ن زده مي‌شد اما زده نشد. پيكر آن شهيدان مظلوم در ميان كشمكش و زد و خورد دفن شد. مي‌گويم مظلوم چرا كه آنها به‌واقع مظلومند، نه به آن جهت كه دانشجويان به دفن‌آنها اعتراض كردند، از اين جهت كه آن كسان كه سنگ ايشان را به سينه مي‌زنند، خود، حرمت آنان را نگه نداشتند.

در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) پيكر تني چند از شهيدان گمنام در دو منطقه يك و 22 تهران به خاك سپرده شدند. اين در حالي است كه به نوشته روزنامه اعتماد، جمعي از اهالي ولنجك كه يكي از محل‌هاي به خاكسپاري شهداست جمعه گذشته خواستار تغيير رويه مسوولا‌ن در ترويج ارزش‌هاي دفاع مقدس شدند. در اين گزارش آمده بود كه حتي مسوولا‌ن شهرداري با اين محل مخالف بوده و مكان مناسب‌تري را در نزديكي مسجدالنبي ولنجك به بنياد حفظ آثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس پيشنهاد كرده بودند كه مورد موافقت قرار نگرفته است.حال اين پرسش مطرح مي‌شود كه اصرار برخي مسوولا‌ن به دفن اين شهدا در محله‌هاي شهر چيست؟ آيا مي‌خواهند با اين كار باعث ترويج فرهنگ شهادت و يادآوري دلا‌وريهاي اين افراد شوند؟ آيا مي‌خواهند با اين كار فرهنگ‌سازي كنند؟ آيا يك لحظه فكر كرده‌اند كه از سال 80 تا به امروز كه اولين شهيدان گمنام را در ارتفاعات تهران دفن كردند چقدر به هدف خود نزديك شده‌اند؟آيا معياري براي سنجش راهبرد اين هدف داشته‌اند؟ در كشورهاي ديگر كه شهدايي در راه وطن تقديم كرده‌اند همين برخورد با آنها مي‌شود؟

آنها را در معابر و ميدان‌هاي شهر دفن مي‌كنند تا به مردم يادآوري كنند كه آنها براي شما رفته‌اند پس احترام بگذاريد؟ فرهنگ‌سازي با خشونت و اجبار مگر همخواني دارد؟اگر قرار باشد مردمي كه قرار است براي آنان اين فرهنگ‌سازي شود از ابتدا مخالف و معترض باشند مگر نه اين است كه نسبت به آن جبهه مي‌گيرند و چه بسا حاصل نتيجه عكس مي‌شود.در همه كشورها كه به نوعي درگير جنگي بودند قربانيان آن را در محل‌هاي خاص دفن مي‌كنند و براي آنان يادبودهايي مي‌سازند كه گاه محلي براي اداي احترام سران كشورهاي ديگر هم مي‌شود. مكان‌هايي كه با خلق و خوي مردم آن ديار متناسب باشد. مكان‌هايي كه بتواند براي هميشه ياد آنان را براي نسل‌هاي آينده زنده نگه دارد و نسل آينده در وجود خود احترام به آنان را بكارد و پرورش ‌دهد.اما آيا با دفن شهدا در ميدان‌هاي شهر اين نهال پرورش مي‌يابد؟ اگر حتي برخي مردم به آنها احساس احترام نكنند آيا همين باعث بي‌احترامي به آنان نمي‌شود؟آيا مسوولا‌ن تصميم‌گيرنده هيچگاه به خانواده‌هاي شهداي گمنام فكر كرده‌اند؟ آيا به آينده انديشيده‌اند؟ از آن روز بايد ترسيد. همان روزي كه هم ما و حتما شما به آن اعتقاد داريم. روزي كه قرار است همه در پيشگاه حق حاضر شويم و جواب يك‌يك كارهايمان را بدهيم. از آن روز بايد ترسيد كه همين شهيدان مقابل اينگونه مدافعان خود را بگيرند و جواب بخواهند. از آن روز بايد ترسيد. از آن روزي كه ديگر هيچ حرمتي باقي نماند.

 

انتهاي خبر // روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com

________________________________________

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : چهارشنبه ۳٠ خرداد ،۱۳۸٦ | ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جام | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.