صهبای الست

صهبای الست

سر افرازی در يک ماه تزکيه ی نفس و روزه داری ..عيد بزرگ فطر ...بر همه ی شما مبارک باد

 

 

11 سال پیش بود . هنوز نمی دونستم داغ از دست دادن یه عزیز چقدر بزرگه ! مدتی بود آفا جون مریض شده بود . بعد ازمرحوم خندق آبادی مدتها پیش نماز مسجد خندق آباد مولوی بود . 

در قسمتی از محله های قدیم تهران خندقی بزرگ وجود داشت که بعد ها به اسم خندق آباد معروف شد . بزرگ این محل مرحوم حاج شیخ احمد خندق آبادی از نوادگان شیخ مفید بود . تمام کارهای محل به دوش اون شیخ بزرگ بود . از قضاوت گرفته تا رفع مشکلات و ریش سفیدی بین مردم محله ی قدیم تهران . بعد از شیخ احمد تمام فرزندان و نوادگانش همه روحانی و از اهل علم شدند  که از جمله مرحوم حاج شیخ جعفر خندق آبادی بود و باز بعد از ایشون هم مرحوم حاج شیخ حسین خندق آبادی استاد فن بیان که در شب قدر بالای منبر سکته می کند و جمعیت عظیمی در تهران وی را با پای پیاده تا ابن بابویه تشییع می کنند . استاد حاج حجت الله کسری از مداحان معروف پای منبر ایشان بود. برادر ایشان مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) شاگرد آیت الله بروجردی و استاد فلسفه و اخلاق استاد شهید مطهری و از اساتید شیخ حسین انصاریان و همچنين استاد آيت الله مجتهدی که آيت الله مجتهدی توسط ايشان عمامه گذاری می شوند و نيز استاد اخلاق و فلسفه ی بسياری دیگر از علمای بنام معاصر بود .  آیت الله محقق تهرانی از دیگر شاگردان آیت الله بروجردی و صاحب رساله ی عملیه و 70 جلد کتاب حقائق الفقه بود که باجناق آیت الله خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) بود و سالها در مسجد خندق آباد اقامه ی نماز می کرد .

دائم ناراحت این بود که مبادا عمر تمام شود و نتونه تالیف کتابش رو تموم کنه . یادمه هر وقت می رفت مسجد وسط دو تا نماز شروع می کرد به نوشتن فسمتی از کتابش و یا تحقیقات این چنینی . یعنی کوچکترین فرصت رو از دست نمی داد . هر وقت میومد خونمون کتاب و قلمش همراهش بود .

اون سالهای آخر اتاقش رو با اتاق روبروش یکی می کنن و هر سال اونجا هیات بر پا می کردند  . هر سال شام غریبون حضرت ابی عبدالله هم ، اهالی محل و مسجد به یاد پسرش - شهید علی محقق - می اومدن اونجا تو حیات فدیمیش دور حوض چرخی می زدند و سینه می زدند و عزاداری می کردند .

یادش بخیر! هنوز اون آجرای قدیمی و درخت پنبه ای که کنار درختای چنار دور تا دور حیاط بالا رفته بود یادم نمی ره .

وقتی چراغا خاموش می شد . از ایوون دو طبقه ای  که سمت راست حیاط رفته بود بالا نور شمع ها سو سو می زد . جای سوزن انداختن نبود . یه کوچه پایین تر حسینیه ی آیت الله شجاعی بود . (سخنران و استاد فن بیان معاصر ) ایشون دائم منزل آقا جون سخنرانی داشت .

اما اون روزا دیگه به شدت مریض شده بود . خیلی لاغر و ضعیف شده بود . مخصوصا بعد از اینکه از اتاق عمل بیمارستان اومد بیرون ...

  هنوز بساط کرسی رو تو اتاق اون ور حیاطش یادم نمیره . روزای آخر بود . یه خورده حالش بهتر شد . بچه ها با عصا تونستن یه خورده بیارنش تو حیاط تا راه بره . یه خورده داشت وضعیت امیدوار کننده می شد که ....

 شب آخر بود . با همه ی ضعفی که داشت چند بار به طور کامل میشینه و شروع می کنه به محلی خاص نگاه کردن و پشت سر هم سلام دادن . احترام خاصی می کنه . انگار که اشخاص بزرگی به ملاقاتش اومده باشند .

 

فردای اون روز ، روز عید فطر بود . فطریه ها تا نزدیک ظهر جمع آوری میشود و بعد از این که دستورات لازم رو جهت مصرف فطریه ها می فرماید ، حدود ساعت 11 قبل از ظهر دار فانی را وداع می گوید . روحش شاد و یادش گرامی باد .

 

زندگی نامه :

حاج شیخ محمد رضا محقق تهرانی _فرزند مرحوم آقا حسین کرمانی و پدر بزرگوار شهید علی محقق _ یکی از دانشمندان بنام و از مجتهدین معاصر تهران بوده است .

ایشان در سال 1281 شمسی در تهران متولد شده مقدمات و ادبیات را در قم خوانده و پس از آن به مشهد مشرف شده و دروس نهایی را از آیت الله حاج شیخ هاشم قزوینی و آیت الله حاج  شیخ کاظم دامغانی و حاج شیخ حسن پائین خیابانی استفاده و تکمیل نموده در دروس خارج آقا محمد آقازاده کفائی و آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی شرکت نموده و دروس معارف را از مرحوم آیت الله میرزا محمد مهدی غروی اصفهانی استفاده کرده و پس از جریان مسجد گوهرشاد در سال 1314 شمسی و تبعید آیات عظام خراسان و تعطیلی حوزه علمیه مشهد ناچار به تهران برگشته و از محضر مرحوم آیت الله آقا میرزا محمدعلی شاه آبادی بهرهمند شده و سپس به قم آمده و از محضر آیات ثلاثه قم آیت الله حجت و آیت الله خونساری و آیت الله صدر استفاده نموده و به تهران آمده و مدتی اقامت و پس از ورود آیت الله العظمی بروجردی باز به قم برگشته و مدت نه سال تمام به اتفاق باجناقش مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق آبادی ( سعیدمحمدی ) به درس خارج معظم له شرکت و استفاده نموده سپس به مشهد عزیمت و به مدت دو سال توقف و به تدریس پرداخته و پس از آن به تهران بازگشته و در مدرسه مروی به تدریس فقه و اصول مشغول شده تا در سال 1358 شمسی که بعلتی دروس را تعطیل و به تالیف موسوعه ( کتاب هفتاد جلدی ) حقایق الفقه در شرح شرایع الاسلام پرداخته و تاکنون حدود پنجاه جلد از آن چاپ و حدود بیست جلد دیگر در دست تالیف و طبع بوده است . ایشان در مسجد خندق آباد واقع در خیابان مولوی اقامه جماعت می نمودند . وی خیلی نگران این بوده است که مبادا عمرش برای ادامه تالیفات کفاف ندهد . لذا ایشان برای صرفه جویی در وقت حتی در بین نمازهای جماعتی که در مسجد برپا می نمودند مشغول تالیف کتاب می شدند . حدود 20 جلد باقی مانده هنوز چاپ نشده است . وی در سال 1373 در روز عید فطر  پس از جمع آوری و رسیدگی به امور فطریه های نمازگزاران نزدیک ظهر به لقای حق شتافت.مقبره ایشان در صحن مطهر حضرت معصومه واقع در روبروی مقبره آیت الله حاج شیخ محمد جواد خندق ابادی و آیت الله شیخ فضل الله نوری می باشد .   

  

 

انشالله که فاتحه يادتون نمی ره ..


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : جمعه ۱۳ آبان ،۱۳۸٤ | ۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جام | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.