صهبای الست

صهبای الست

۳ساله که هی اين متنو تکرار می کنم .. اينک برای بار سوم

هرچی با خودم فکر کردم ديدم اون يه نمه خلوصی هم که البته اگه و شايد پارسال تو بساطمون پيدا می شد الان همونشم ديگه دنيا ازمون دزديده و آهی در بساط ندارم . ترجيح دادم همون صحبت خودمونی پارسال رو بزارم ... عنوانش هم بود :

شب وداع

خواستم بخوابم . لحظه اي با خودم فكر كردم . صداي زمزمه نوار و بعدش هم نوازش نغمات دلنشينش دلم رو تسلي مي داد . نغمه نياز . نغمه مناجات . كاسه چشمم رو براي لبريز شدن آماده مي كرد . ساعتي رو مشغول شدم اما بعدش دوباره ديدم دلم بهم اجازه خوابيدن رو نمي ده .. انگار يه دفعه يه تلنگري خوردم كه زير و روم كرد . منقلبم كرد . جديا..اگه امشب شب آخر باشه چي؟؟ آخه تو ماه رمضون . اونم از شب تا صحرش . بشيني پاي قرآن خوندن و دعا خوندن و بعدش هم به قول قديميا ( خدا رحمت كنه پدربزرگ مادربزرگا يي كه رفتن رو ) پيچ راديو رو باز كنيم و با دعاي سحر حسابي حال كنيم . البته قديما كه مي رفتن بالا پشت بوما . مناجات مي كردن . خوش بحالشون . اونا چه صفايي مي كردن . دلم لك مي زنه واسه يه همچين چيزي . اما تا بوي سرما مياد همه چي يادم ميره :( آره خلاصه.. شب تا سحر رو بشيني عشق بازي كني .. تو كه اينو خوب مي دوني ! بيشترين وقتي كه خدا به ينده هاش توجه داره نيمه هاي شبه كه رحمت واسعه خدا بيش از هرموقعي به روي بنده هاش بازه . بيشترين رزق و روزي اون موقع تقسيم مي شه . حالا هر چي به سحر نزديك بشه بيشتر . فكرشو بكن ماه رمضون هم باشه حالا حساب كن ديگه چي ميشه ؟؟

اما ديگه خيلي دير شده . كلي منتظرش بودم تا برسه . وقتي هم كه رسيد هي گفتم . امشب فرداشب . پس فرداشب . گذشت و گذشت ..به اميد اينكه يه شبشو بيدار باشمو ...واي بر من ! پسر معلومه چي كار داري مي كني ؟؟؟ تو كه همش يا خوابي يا الافي !!!!! حداقل درس خوندنتم درس نيست كه آدم دلش خوش باشه !!!

بيچاره! اون خودش داره دستتو مي گيره تا بكشت بالا . تا بال و پرت نسوزه . تا تو آتيشا نيفتي ! اووقت تو باهاش لج مي كني ؟!؟!؟! تا حالا كجا ديدي كه بخوان به هر بهانه اي شده يه كمكي به آدم بكنند و اونوقت آدم هم ناز كنه ( كاش فقط ناز باشه ) بلكه با بي ادبي و جسارت تموم كمك كننده رواز خودش برونه ، بگه نمي خوام و اونوقت اونو از خونه دلش بيرون كنه .

اصلا تو هي ناز كن . لجبازي كن . كيه كه بياد التماست كنه كه اقا بيا كمكت كنم ؟! الان هر كسي گليم خودشو از آب بيرون بكشه هنر كرده . همه گير دردسراي خودشون شدن . حتي پدر مادرتم كه الان اينقده هواتو دارن يه روزي مياد که اون ور دنياي ماده البته اونی که آدرسش نزديک پل صراطه همون زمانی که ميگن اسمش قيامته اگه بهشون التماسم بكني محلت نمي ذارن و ازت فرار مي كنن. ميزارنت مي رن سراغ حساب كتابهاي ناتموم خودشون با صاحب خونه اصلي . اصلا خلاصه بخواي هم كسي محلت نمي ذاره . باز حالا هر چي مي خواي ناز كن . كيه كه نازتو بكشه ؟؟؟هيچ كس! به جز....!!؟؟!؟!؟! به جز كي ؟ به جز يه عشق . يه عشق ابدي . يه مهربون . كسي كه مي گه حتي اگه تو من رو دوست نداشته باشي باز من تو رو دوست دارم . حتي اگه تو من رو تو خونه دلت راه ندي من تو رو تو خونه خودم راه مي دم . لازم هم نيست خودت بيايا ! خودم ميفرستم دنبالت . اونم با كارت دعوت ويژه ..! نمی دونی اگه قبول کنی چند تا ملک ميفرستم اسکورتت .!! ديگه از اين مهربونتر ؟؟؟!

 

پس من كجام ؟ چي كار مي كنم ؟ نكنه هنوز خوابم؟؟

اين رو شنيدي كه مي گه :

بنده من ! هنگامي كه به نماز مي ايستي چنان با تو صحبت می كنم كه گويي همين يك بنده را دارم ، در حالي كه تو با من چنان صحبت مي كني كه گويي چندين خدا داري داري ؟

 

نه ! نرو ! ديدي اخرش دست خالي موندم ؟ اون دو لقمه اي هم كه اول ماه رمضون برداشتم هنوز شب قدر هم نرسيده بود كه پسش دادم . ديگه هيچي با خودم ندارم . دست خاليه دست خالي . همه رو بيهوده خرج كردم . پس محمد اول ماه رمضون چي شد ؟؟ انگار از قدر تا حالا تشريف برده بودم لالا . چه زود گذشت . تيك تيك ساعت عمر دلشورمو بيشتر مي كنه ! ديگه به پايان مهلت آمرزش بخشودني هاي امسال نمونده . اونوقت چي ؟ هيچي ديگه ؟ مي ره تا سال بعد ؟ هي..دكي . آقا رو باش .. دلش خوشه ! سال بعد..! كي ميره اين همه راهو؟؟ پسر خوب تو تا 1 ثانيه بعد مطمئني زنده اي ؟ اصلا مطمئني تا سال ديگه وجود خارجي داشته باشي ؟؟ نه .. ديگه سال بعد معلوم نيست باشي كه... خوب !

حالا جدا ! اگر نبودم ..! اون موقع كه ديگه بدتر . فقط خودشه كه به دادم بايد برسه ! با من مي خواد چي كار كنه ؟ هر كاري هم كنه حقمه . چون هر چي گفت نكن گوش نكردم . كاش مي شد نگهش داشت و تو هيمن جاي زمان مي شد باهاش موند .هنوز نرفته دلم براش تنگ شده ! كاش مي شد يه قاب عكس واسش درست مي كرديم و خودمون و هرچي رو كه باهاش دوست داشتيم بمونه .. با هم مي رفتيم تو اين چهار چوبه .. از دست زمان هم در امان مي مونديم.!

 

كاش .. كاش ..كاشكي اصلا (از)دوباره بچه مي شدم..از هفت دولت آزاد . اونوقت خودم پادشاهي مي كردم واسه خودم . ديگه دلم شور اينو نمي زد كه واي.!!! يك ساعت گناهم دير شد !

من كجا رفتم ؟؟ چرا اينقدر فرق كردم ؟؟ راستي چرا آدمها عوض مي شن ؟؟ چي مي شد اگه اون معصوميت بچگي رو تو خودشون حفظ مي كردن ؟ داره به سحر نزديك مي شه ! تا سحر كه ماه رمضون تموم نمي شه . نه ! اما شبش ديگه رفتنيه .بقيشم باز يه چند ساعت ديگه ميره. نميخواي باهاش خداحافظي كني ؟ خداحافظي ؟!؟!؟!؟! نهههههههه اصلا حرفشو نزن ! هر وقت هرجايي اسم خداحافظي مياد تنم مي لرزه ! همه غم و غصه هاي دنيا مي ريزه تو دلم ! اونوقت ديگه يك جا كز مي كنم ... ( حالا بيا و درستش كن )

فقط مجبورم يه چيزي رو بگم .. با اينكه هر وقت مي گم اشكهام امونم نمي دن .. اما ...

رمضان . يه چيزي رو ساده بگم . از اولش كه اومدي ..خونه دلم آفتابي شد .. پنجره قلبم رو بار كرده بودم به روي دشت پراز صفاي مناجاتت .. تا شايد يه نسيمي .. يه نفحه اي .. يه گوشه اي از اون بياد خونه دلم رو تكون بده . اب و جاروش بكنه .. خيلي تحويلم گرفتي .. مخصوصا اون روز اوليا .. اما كم كم ديدم نسبت به من سرد شدي ( با اينكه اين طور نبود ) ..اين خودم بودم كه كم كم با گناهم پيش تو ازت دور مي شدم .. تا اين آخريه ديگه احساس كردم تحويل كه هيچي .. جواب خداحافظيمم نمي دي !غروبتو کاملا حس کردم ! بابا غلط كردم . مي خوام داد بزنم . آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآيييييييي يكي جوابمو بده .. اين دلم دوباره صاحبش رو گم كرد!!!!! كمكم كنيددددد:((كمكم كنيد......كمك ..كمك .ك ك ك ...

رمضان .. كاش مي شد حرفامو باور مي كري كاش اشكامو پشت لبهاي خشكيدم حس مي كردي.. ديگه داره دلم از جا كنده مي شه ! طاقتشو ندارم . رمضان.. ماه خدا .. تو همش به من خوبي كردي و من همش به تو بدي كردم . سال بعدم شايد ديگه نديدمت . يادت باشه .. اگه يه زماني ..روزگاری دوباره از اين ديار..از اين خونه رد شدي .. يه يادي از منم بكني .. بگي اينجا يه بنده بده بود كه با همه بدياش سحرها با گرماي خودم صداي يخ زده اذانش رو گرما مي دادم . يادت باشه به خاطر همين يه دونه اون طرف سفارشمو بكني ..

رمضان دلم نمياد .. اما ..اما....با همه بدیهام . حلالم كن !

 

 

عيد فطر رو پيشاپيش به همه عزيزان تبريک می گم


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : سه‌شنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٤ | ۱:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جام | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.