صهبای الست

صهبای الست

می دونم این بار دیگه بیشتر از همیشه جا می خوری .

آخه اون جام و این جام ...

 

انگار زده به سیم آخر...الان فقط می خواد یه حس بگیره و هرچی از شبنم اشکاش تراوش می کنه بریزه تو کاسه ی دست نوشته های دلش تا شاید احساس کنه هنوز زنده هستش .

 

آسمون دل آدما خیلی بزرگه . اما بر عکس آدماش که خیلی کوچیکن . اونقدر کوچیکن  که اگه یه بار بال و پر پریدن رو ازشون بگیرن دیگه به هیچ جای این آسمون نمی تونن خودشونو برسونن . یه گوشه کز می کنن و با حسرت  به صدای بال پرنده نماهای دلشون گوش می دن.

خیلی غم انگیزه صدای پریدن کبوترها ، برای کسی که دیگه حتی نای نفس کشیدن هم براش نمونده ، دیگه چه برسه به پریدن.

اما وقتی ازش می پرسی چرا خودشم میگه نمی دونم ! نمی دونم !!

 

این آسمون اینقدر بزرگه که هر کی بره اون بالا بالا ها دیگه نمی تونه برگرده پایین . این موقع فقط اونی که اون پایینا  از قافله عقب مونده رو باید نگاه کرد . بغض غم انگیزی  تو گلوگاه چشماش برق می زنه . بغضی که فریاد سکوت تنهایی پشتش سنگر گرفته .

شاید دایم به خودش میگه : نگاه کن  اون بالا رو . هر کسی واسه ی خودش داره یه جور رقص اوج گرفتن خودشو  به رخ بقیه می کشه اما من که بال و پر ندارم ... من که بال و پر ندارم ..آره .. عقب موندم .شایدم بیراهه رفتم .. اما دیگه کسی باهام کاری نداره ..

 ترانه های دلم به تار زمان شور می زند ..کسی نگفته کجا می روی در این غوغا.. آهاییی... کمککک

 

ای  مرغ جام!

بگو به صهبا چرا بسی...

رنگت ز رخ پریده و بی شور و شر شدی؟

 --------------

آموزش رايانه از پارتيشن بندی و نصب ويندوز تا مرحله ی کاربری با خدمات رايگان پس از آموزش ويژه تابستان ( nafhe124  )


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸٤ | ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جام | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.