مناجات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اوست خدایی که بخشنده ی هر خاطی تایب به درگاهش است . نه تنها تایب او در امان اوست بلکه خود روی به بنده می فرماید . چنانکه می گوییم :

 اللهم تب علی حتی لا اعصیک . اگر من نمی آیم تو بیا .

 

 اوست کریمی که زبان قاصر ز وصف کرامت و رحمانیتش است . اگر آدمی بداند حد علاقه ی رب به مربوبش را ، جان در کاسه ی وجودیش نمی گنجد و به آغوش آن بحر سخا اوج می گیرد و به کوی صفا و رحمتش بال و پر می گشاید .

 

ای خوشا آن که در راه هجرتش توشه ها دارد . وخنک آنکه در قصر مکنتش خانه ها دارد . و به   به آنکه بر بام رویتش نور حق دارد .

 

نوای نعم المولی به جان دلم نوش می شود . همو که گفت به لحظات صلاتت فقط تو را بینم و گویی فقط تو را دارم . همین یه عبد و فقط این . به چه خوب مولایی .

 

مگر نه تویی مولا و منم عبد؟  پس  هل یرحم العبد الا المولی ؟؟  

 

نگاه من به نگاهت در انتظار رضایت ، خدای بی همتا .

 

به جان پر گنهم ،

 

به جام و باده ی سرخش  ، شور و جوششی بر جاست .

 

اگرچه هنوز ترانه های دلم به تار زمان شور می زند .

لیک فاش میگویم ،

                              تویی تسلایم .

---------

خودم نمی دونم چی بود ؟! شمام نديده بگيريد .

 

[ دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤ ] [ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ] [ جام ]