صهبای الست

صهبای الست

بسم الله ...
خدایا دست و دلم نمی ره بقیشو بنویسم
عقلم میگه باید کاملش کنم..اما دلم می گه پس من چی ؟ چرا همش منو یادت رفته ؟ ...

یه نفر که از سفره خوان رحمتت خیلی بی بهره مونده ، به امیدی این روز های  آخرو نشسته و داره از دور به مهمونات نگاه می کنه...تا شاید دلت به حالش بسوزه و به اونم نظری بندازی و یه چیزی بدی دستش...
الان هیچ احساسی ندارم جز این که به نمه های اشک مهمونهای شبانه ات قبطه می خورمو فشار و سنگینی این حسرت رو روی قلبم احساس می کنم...تا حالا اینقدر خشن و زشت ننوشته بودم ...بغض های نترکیده داره خفم می کنه..خدایا.........!


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : یکشنبه ٢۱ تیر ،۱۳٩٤ | ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جام | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.