پرنده رفتنی است پرواز را به خاطر بسپار

چقدر آدما یه جوری شدن... درست مثل خودم

همه چی برام غریبه ...

انگار هیچکسو نمیشناسم...

یا..شایدم آدمایی که سال ها میشناختم حالا ناشناس شدن..

هرکسی به فکر اینه که خودشو از وسط معرکه بکشه بالا... درست مثل روز قدس...وقتی از حرارت آتیش پرچم آمریکا که در حال سوختن بود بدن هامون گرم شد اگه می شد از شونه های هم دیگه هم بالا میرفتیم تا بتونیم از اونجا در بریم تا مبادا یه وقت نسوزیم...

اما ...ای کاش برای فرار از سوختن اون طرف... از شونه های هم بالا می رفتیم..

برای کمک کردن به هم می دویدیم...

یه وقتایی احساس می کنم وسط جنگلیم که اگه گرگی بهم حمله کنه به هیچ کس نمیشه پناه برد ! حتی 110 !

آره خدا که هست.. اما من قبول کردم که نیستم...اگه بودنم رو باور کرده بودم سعی می کردم بشناسمش !

راستی دقت کردی این روزا خدا چقدر تنها شده ؟؟!!!!  هیچ کی محلش نمی ذاره...فقط وقتی کارش دارن می رن سراغش..

وقتی این صحنه ها رو می بینم یادم میفته که ..چقدر آدما رو تو سکانس های زندگی برای کارای مختلف همراهی کردیم..اما بعدش که خرشون از پل گذشت یهو همه چی یادشون رفته و با ما غریبه شدن !

تازه ...یه عده نه چندان کم هنوز ظواهرشونو حفظ کردن....اما فقط تو مراسم خاص آدم می بینشون...تو وقتای دیگه سال هیچ بخاری ازشون بلند نمی شه!

من هنوز موندم قضیه چیه ؟؟؟؟ تنها حرف مردم تو کوچه وخیابونو اتوبوس و....شده سیاست خارجه..دولت  و .. و ...فلان کرد فلان نکرد...اما ...هنوز که هنوزه نفهمیدم که خودم این وسط چه غلطی می کنم؟!

من عرضه شو ندارم از عهده تکالیف شرعی و شخصیم بر بیام! بلد نیست دست و پامو کنترل کنم که هر جایی و نرم و هر کاری انجام ندم ! نمی تونم جلوی چشم و گوش و دهنمو بگیرم ! اما اگه بگن بیا ورقه های امتحانی بقیه رو صحیح کن تک دادنم عالیه !

اصلا یه وضعیه...

دنیا خیلی تاریک شده...

نمی دونم اصلا جایی پیدا می شه آدم بتونه نفس بکشه ؟

شاید همین روزا مجبور شن بهم تنفس مصنوعی بدن ! گرچه الانم هر چی نفس می کشیم مصنوعیه !

یعنی می شه که یکی از همین روزا ....؟؟؟

 

پرنده رفتنی است ..پرواز را به خاطر بسپار

[ جمعه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٤ ] [ ٥:٢۱ ‎ب.ظ ] [ جام ]

لا اکراه فی الدین...


در قرآن اومده " لا اکراه فی الدین " اما نکته جالب اینجاست که عموم به همین یه تیکه می چسبن و بقیه ش رو کاری ندارن . در ادامه ایه می فرماید "قد تبین الرشد من الغی ، فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی " راه رشد و کمال مشخص شده و به تعبیری اینجا انتخاب با خود شخصه که راه درست رو انتخاب کنه یا راه اشتباه رو ! این مسئله مثل این می مونه که از بزرگی مشورت بگیریم و بهمون بگه راه درست اینه حالا خود دانی ! مشورتمو عمل کنی موفقی و اگر بهش عمل نکنی سرت به سنگ می خوره . یا اگه بخوایم ادب رو در نظر نگیریم مثل بچه لجبازی می مونه که حرف بزرگترشو گوش نده و در نتیجه پدر یا مادر بهش بگه هر غلطی می خوای بکن ! به خوبی معنای این حرف معلومه ... اما مسئله به این جا ختم نمی شه و در ادامه اومده " و الذین کفروا اولیائهم الطاغوت ، یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون "
یعنی یادمون باشه کسانی که راه باطل رو انتخاب می کنن هرچند اجباری در انتخاب ندارند و می تونند با اختیاری که خداوند به آنها داده راهی غیر از راهی که خدا دستور داده را انتخاب کنند اما یادشون باشه که نتیجه آن چیزی نیست جز آتش و جهنمی جاودان و همیشگی !

[ جمعه ۳٠ امرداد ،۱۳٩٤ ] [ ٧:٠۳ ‎ق.ظ ] [ جام ]

یابن الحسن..مرا دریاب!

مولای من ...می دانم از ما دلتان گرفته است ..
چه بگویم از لقمه هایی که شکمهایمان را مست کرده و دیده عقلمان را به روی جمال دلربای شما بسته است...
یابن الحسن ! خوبان گفتند و ما گوش نکردیم ..که امان از آنچه که نباید به درونمان راه می یافت ..از لقمه شبهه گرفته تا رفاقت های نا رفیقان و معاشرات های مسموم و نگاه های جذابی که انرژی های آلوده به حرام را به درونمان پذیرا شد ...
این همه سر مستی کجا و میل به دیدار شما کجا ؟؟؟
عرفا فریاد زدند نخورید..نروید...نکنید...احتیاط کنید.... و هر آنچه ما را رهنمون شدند عکس گرفتیم و عکسش را انجام دادیم...
هیچ عجیب نیست وقتی که به درخته ممنوعه دست زدیم رخت حجاب و عفاف از سران بانوان ما افتاد و رخت غیرت از تن مردان ما...
محرم ها در دسته ها صف می بندیم تا بر جدتان عزاداری کنیم غافل از این که اگر مولایمان ابا عبدالله الحسین علیه السلام در مقابلمان بودند همان کلام معروف که به سپاهیان یزید فرمودند را به ما امت به ظاهر شیعه می گفتند: " چه بگویم که شکم هایتان آغشته به حرام شده است؟؟! "
و خدا می داند روز ها و ساعت ها چند بار با حسرت و درد این کلام را نسبت به ما بدعهدان در ذهن خود مرور می کنید...
مولای ما ...ما که با این روال از دست رفته ایم...تو خود نظری بفرما تا نور نگاهت مرحمی بر وجود لا علاج ما گردد و ما بر گردیم...
"اللهم عجل لولیک الفرج"

[ جمعه ٢ امرداد ،۱۳٩٤ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ جام ]