غيبت در قالب طنر و لطيفه

بسم الله الرحمن الرحيم

غيبت در قالب طنر و لطيفه

يكي از بزرگان كه مدت زيادي نيست از دنيا رفته اند در زمان حيات خود همسرشان  را كه فوت كرده بود خواب ديدند . اما وي از مطلبي ناراحت بود . از او مسئله را جويا مي شوند . همسرشان مي گويد كه من در آن دنيا  مشكلي نداشتم به جز يك چيز! من در زمان حيات خود از مردم سرزميني كه در آن ساكن بوديم در مورد يك موضوع به بدي ياد كردم و غيبتشان كردم . مرا اينجا به خاطر آن يك غيبتي كه در دنيا كرده ام نگه داشته اند و گفته اند كه از تك تك مردم آن سرزمين بايد حلاليت طلبم . آن بزرگ به شهر مي رود و در مسجد معروف آن شهر تمام مردم را فرا مي خواند . در زمان معيني تمام مردم آن شهر دور هم جمع مي آيند . سپس شيخ مطلب را باز گفته و از تمام مردم آن شهر حلاليت مي طلبد تا همسرش از عذاب رهايي يابد .

روايات بسياري نيز در نهي از اين گونه موارد آمده است .

لذا تاكيد مي شود در لطابف و طنز ها از مردم قوم و قبيله و شهر خاصي از مسلمانان ياد نكنيد.

مگر از اهل كفر و آن هم بدون اضافه كردن نام قوم و قبيله چرا كه باز كنايه از همان مطلب اول شده و فرقي با غيبت نخواهد داشن .

 

پيشنهاد : در لطيفه ها از كافر و اسرائيلي استفاده كنيم خيلي بهتره . به جاي استفاده از واژه هاي قوم و قبيله اي مي شه از اضافه كردن صفات اخلاقي مورد نظر به كافر و ... منظور مطلب رو رسوند ! 

[ جمعه ۳٠ آذر ،۱۳۸٦ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ جام ]