صهبای الست

صهبای الست
نویسنده: جام - جمعه ۱۸ آبان ،۱۳۸٦

بسم الله الرحمن الرحيم

نماد

گاهي اوقات ميان دو پديده يا دو مفهوم ، چنان پيوندي در ذهن ما برقرار مي شود كه با ورود يكي از آنها در فضاي ذهن ، ديگري نيز بلافاصله حضور مي باشد . دستگاه ذهني ما از برخورد با يكي به ديگري منتقل مي شود و از تصوير يكي ، ديگري را نيز تصور مي كند . اين عملكرد ذهن را " تداعي معاني " ناميده اند ؛ مثلاً اگر دو دوست صميمي را چند بار با هم ببينيم ، با يادآوري يكي از آنها ديگري نيز به ياد مي آيد .

انسان از اين ويژگي مهم ذهن خود استفاده كرده و با "قرارد"هاي  خاص يا عام ، از نشانه هاي ساده اي براي احضار معاني به ذهن بهره گرفته است . اين نشانه هاي قراردادي ، نماد ، سنبل ، شعار و مظهر نام دارند . تمام واژه ها ، نشانه هاي قراردادي معاني خود هستند . پرچم ، نماد يك كشور و مليت است ، آرم ، نشان يك موسسه يا نهاد ، حلقه نامزدي نشان همسري ، دست برسينه نماد احترام ، بوسيدن نماد محبت ، القاب و عناوين نشان دهنده ي رتبه ي علمي و ميزان تحصيلات ، زنگ مدرسه نشان شروع ساعت كلاس ، چراغ سبز نشان دهنده حق عبور ، ويرگول نشان مكث كوتاه ، علامت هاي روس دوش نظاميان معرف درجه و موقعيت آنها ، و هلال قرمز نماد امدادرساني . دسته اي از نمادها ، نمايانگر يك ايده و فرهنگ و انديشه هستند و استفاده از آنها ، دلبستگي انسان را به آن مكتب يا روش بيان مي كند . اذان ، پيام اسلام ؛ صليب نشان مسيحيت ، چفيه و پلاك نماد جبهه و ايثار و فداكاري و جانبازي ، سوزاندن پرچم آمريكا نماد تحقير فرهنگ استكبا ، چادر مشكي نماد عفت و متانت زن مسلمان ، گنبد و گلدسته نشانه مسجد ، و نوع آرايش سر و صورت نشان اعتقاد به يك ايده و فرهنگ و گروه اجتماعي است . به راستي در روزگار ما رنگ ها ، خط ها ، طرح ها ، آرم ها ، فعل ها ، صداها و در يك كلام نمادها ، روزانه چه ميزان  پيام را بدون ادعا رد و بدل مي كنند و چه مقدار بر ذهن و دل ما اثر مي گذارند ؟

پيوند ميان اين " نشان " و آن " صاحب نشان " در ذهن چنان استوار و محكم است كه گويي وجود اين با وجود آن درهم آميخته و اين نماد وجود ديگري از آن معنا شده است . نماد چنان در معنا ذوب مي شود كه مي توان به جاي احضار معنا از نماد آن استفاده كرد و به اين ترتيب روابط اجتماعي را تسهيل بخشيد . انسان ها از اين پس براي برقراري روابط و انتقال معاني به اذهان يكديگر ، مجبود نيستند به خود شيء اشاره كنند ، بلكه با استفاده از يك لفظ ، خط ، طرح ، زنگ ، تصوير ، صدا و خلاصه با يك " نماد " اين رابطه را به سهولت برقرار مي كنند .

" نماد " آينه ي تمام نماي معناست . ما آنگاه كه براي خريد  آينه اقدام مي كنيم ؛ به ويژگي هاي آينه و آينه بودن  توجه مي كنيم ، اما زماني كه در آينه نظر مي كنيم ، آينه را نمي بينيم ، خود را مي بينيم . " نماد " هم اين گونه است . .قتي براي وضع نمادي اقدام مي شود ، به ويژگي هاي فردي آن توجه مي شود ؛ اما پس از آن ، نماد وجود ديگري از معناست و بدون ارائه ي ويژگي هاي خود ، يكباره معنا را نشان مي دهد . اين ارتباط شديد ميان نماد و معنا ، هنگامي در ذهن ايجاد مي شود كه شخص ،

1-     از وضع نماد براي معنا اگاهي داشته باشد ؛

2-     مكرر ان پيوند را ديده باشد .

 

هرچه اين مشاهده بيشتر باشد ، ارتباط ميان نماد و معنا شديدتر مي شود ، به حدي كه گويا نماد ، معنا و معنا ، نماد است . آن گاه اگر آدمي نماد را تصور كند ، معنا را ديده است و اگر معنا را به ذهن آورد ، آن را با نمادش درك مي كند . شاهد اين ارتباط شديد انتقال زشتي و زيبايي ، قداست و كراهت ، عظمت و حقارت و ديگر ويژگي هاي معنا به نماد است . مثلاً خاك تيره ي كربلا و سنگ هاي سخت قبرستان بقيع ، زيبا ، مقدس ، ارزشمند و دوست داشتني است ؛ زيرا نشان از محبوب دارد . لفظي كه براي معاني ركيك يا لباس زير وضع شده ، هرچند به خودي خود روان و نمكين باشد ، زشت ، سنگين و نفت انگيز به نظر مي رسد و برزبان جاري نمي شود ؛ زيرا نماد امري قبيح و ناپاسند است . پرچم آمريكا در نظر مردم دنيا تداعي كننده ي ظلم و تيرگي و وحشت است ؛ زيرا نماد قرن ها استكبار و تباهي است .

 

ادامه دارد ...




نویسنده: جام - چهارشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٦

بسم الله الرحمن الرحيم

برخورد هاي زننده  ي بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد بهشتي و ...

متاسفانه برخي افراد با عقايد بسته و نگاه تك بعدي خودشون همه ي آدمهاي مذهبي رو بد نام مي كنن !

مخصوصا اين كه بعضي او قات مي بيني جايي براي پياده كردن عقايد بسته ي خودشون پيدا نمي كنند و متوسل مي شن به بسيج ! حالا چه بسيج دانشجويي ! چه بسيج شهري !

جا داره  يادآوري بشه بسيج بر مبنايي مفدس تر از اين حرف ها بنا گذاشته شده و حيفه اين نهاد هست كه فقط مكاني بشه براي ادمهاي تك بعدي و خشك عقيده !

البته بماند كه ديد مردم ما نسبت به اطرافشون خيلي سطحي هست و به قولي عقلشون به چشمشون هست !

با يك برداشت از يك ناحيه ي خاص ، اين قضيه رو به همه جا تعميم مي دهند ! حالا چه خوب چه بد !

در مورد بسيج هم همين مورد مستثنا نيست !

يك سري  افراد جايي براي پياده كردن عقايد خودشون پيدا نمي كنند و متوسل به بسيج مي شن به اميد اين كه به آمال و آرزوهاي كوته  نظرانه ي  خودشون برسن و در نتيجه هر كسي اين چند نفر رو مي بينه جدا از اين كه اين قضيه رو به همه ي بسيجي ها نسبت مي ده حتي باعث مي شه كه مردم عادي حتي نسبت به عقايد ديني خودشون هم دچار شك و شبهه بشن !  اما ان قضيه تا كجا مي خواد پيش بره خدا مي دونه !

بعضي هنوز يادشون رفته كه بسيج محل تجلي افرادي بود كه هر كدومشون براي مردم ما اسوه بودن و هستن !

اما خدا نكنه اين بسيج به دست افرادي بيفته كه حتي نمي دونن هدف بسيج چي هست ؟؟؟؟ يه عده از بسيج فقط امر به معروفش رو شناختن ! يه عده از بسيج فقط ژست گرفتن و امر و نهي كردن رو ياد گرفتن ! بعضي فكر مي كنن چون بسيجي هستن خق دارن هر چي خواستن به هر كي خواستن بگن !

حالا اين همه رهبر عزيزمون مي گه انقلاب فرهنگي ! جنبش نرم افزاري ! اين همه گفته بشه كه تفنگ بسيجي الان ديگه بايد قلمش باشه نه چيزاي ديگه ! بسيجي بايد در علم پيشرو باشه ! اما هنوز انگار براي بعضي ها جا نيفتاده !

كي گفته بسيج بايد جاي اونهايي باشه كه از درس به جايي نرسيدن و آخرش به اين جا پناه ببرن ؟!؟!؟

كي گفته بسيج بايد فقط مخصوص عده ي خاصي از مردم باشه ؟؟!!!

اين جور نگاهها براي چي ايجاد شده  ؟؟؟؟

فقط به خاطر يه مشت ادم ساده و ابله كه جاشون رو اشتباه گرفتن !  بسيج براشون شده محل سو استفاده هاي فيزيكي و براي دانشجوهاي دانشگاه هم يك ابزار براي ايجاد چالش ..!

خواهر من ! برادر من ! خيلي ها وقتي ميان داخل بسيج نگاه خيلي قشنگ تري دارن از اين محيط اما متاسفانه  بعد از مدت اندكي نه تنها نسبت به بسيج متنفر مي شن حتي نسبت به عقايد و باور هاي ديني خودشون هم دچار شك و شبهه مي شن ! چرا؟؟؟ فقط به خاطر برخوردهاي زننده ي بعضي ؟؟؟؟

اين برخوردها در محيط هاي دانشگاهي بيشتر باعث زنندگي مي شه چرا كه با قشرهاي متفاوت بيشتري در ارتباط هست . بسيج مي تونه نمونه اي از يك قشر متدين باشه و با برخورد زيبا و نيكو عده اي رو نه به بسيج بلكه به دين جذب كنه ! از طرفي هم مي تونه عده ي زيادي رو هم از بسيج زده كنه هم از دين متنفر كنه ! احتياج به يك بازنگري مجدد داريم !!!

اين همه صحبت همش درد هايي هست كه يك جرقه از دانشگاه شهيد بهشتي باعث شد كه يك سر سوزن از اين عقده ها رو بيرون بريزم ! مسئولين بسيج دانشگاه شهيد بهشتي هم بهتره در نحوه ي برخورد خودشون با دانشجوهاي تازه بسيجي تجديد نظر كنند و به جاي برخورد مناسب كسي رو با برخوردهاي زشت و تنگ نظرانه ي خودشون طرد نكنند ! پس اسوه هاي ما كجا رفتن ؟

چرا بعضي ها از دين همه ي نگاهشون معطوف مي شه به اينكه فلان دختر و پسر با هم چه جوري حرف مي زنن اما خيلي چيزهاي ديگه از دين رو فراموش مي كنند ! غيبت ! تهمت ! دروغ ! زيرآب زني ! برخوردهاي زشت و ناملايم ! تبعيض ! تمسخر ! تحقير ! ناسزا ! ريا ! تكبر ! غرور و خودبزرگ بيني ! و...و...و..... يعني ما تمام اين مشكلات رو تونستيم در خودمون حل كنيم و تنها مشكلي كه مونده ارتباط دختر و پسر هست؟؟؟؟؟؟؟ يعني همه ي دين فقط شد همين ؟؟؟؟ اصلا خودمون رو بزاريم جاي بقيه !! اگر بسيجي متدين ما در خانواده اي غير از خانواده ي خودش بزرگ شده بود با عقايدي كاملا متفاوت مي تونست تضمين كنه كه باز هم هموني مي شد كه الان هست؟ پس چرا به همه ي ادمها با يك ديد نگاه مي كنيم ؟؟؟؟ هر كسي تو يه شرايط متاوتي بزرگ شده ! از كسي كه تا به حال پدر و مادر براشون محرم و نامحرم تو فاميل مطرح نبوده يا نماز معني نداشته چه انتظاري هست كه با اولين برخورد كار يك عارف خدايي رو براي ما انجام بده ؟؟؟

بسيج بايد محل اصلاح باشه هم براي مسئولينش هم براي اعضاي اون ! نه اينكه فقط چند نفر آدم خوب رو كه براي نگه داشتن دينشون اصلا احتياجي به اومدن به همچين جايي ندارن جذب كنه و بقيه رو طرد . گرچه بماند بعضي از اين آدمهاي خوب هم با ورود به بسيج فعليييييي ما به جاي اينكه تو اصلاح و تربيت خودشون پيشرفت كنند همون چيزي رو هم كه دارن از دست مي دن !

چرا به جاي اينكه با امر و نهي خودمون مردم رو از دين بيزار كنيم با ساير خصوصيات زيبايي كه مي تونيم تو خودمون داشته باشيم كاري نمي كنم كه مردم شيريني خوبي ها رو با عمق وجودشون درك كنند و به خواست خودشون از منكر دست بكشن ؟؟؟؟ اگر پيامبر ما متخلق به اخلاق نيكو نبود هيچ وقت اسلام پا نمي گرفت ! اون وقت ما ادعاي پيروي از رسول اكرم رو داريم ؟ با اين شيوه ؟؟؟؟  فقط تنها چيزي كه مثل روز واضحه اينه كه اگر به همين شيوه بريم جلو آخرش به نا كجا آباد ختم مي شه ! نه تنها به هدف مقدسي نمي رسيم كه هيچ اين عصاره ي باقي مونده ي معتقد به بسيج و فرهنگ بسيجي هم از دست مي ره !

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا !

 

 

 

 

 




لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.